اخته کردن ایران جمعیت ترافیک تهرانی میلیون

اخته کردن: ایران جمعیت ترافیک تهرانی میلیون ترافیک روزانه تهرانی ها

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری نقدی بر فیلم سینمایی «سوءتفاهم» به کارگردانی احمدرضا معتمدی

یک منتقد و کارگردان سینما در یادداشتی راجع به «سوءتفاهم» نوشته است این فیلم دنیا بینی ندارد و نمی توان سینما را با کلاس دانشگاه و سمینار فلسفه اشتباه گرفت.

نقدی بر فیلم سینمایی «سوءتفاهم» به کارگردانی احمدرضا معتمدی

نقدی بر فیلم سینمایی «سوءتفاهم» به کارگردانی احمدرضا معتمدی

عبارات مهم : سینما

یک منتقد و کارگردان سینما در یادداشتی راجع به «سوءتفاهم» نوشته است این فیلم دنیا بینی ندارد و نمی توان سینما را با کلاس دانشگاه و سمینار فلسفه اشتباه گرفت.

به گزارش مهر، محمدرضا لطفی منتقد و کارگردان سینما راجع به فیلم سینمایی «سوءتفاهم» به کارگردانی احمدرضا معتمدی که روز گذشته جمعه ۲۰ بهمن ماه در پردیس سینمایی ملت به نمایش درآمد، یادداشتی نوشته است.

در متن این یادداشت آمده است:
«قبل از هر توضیحی این توصیه را اشاره کنم که احمدرضا معتمدی دکترای فلسفه دارد و پیش از شروع فعالیت در سینما سال ها به نظریه پردازی در حوزه مباحث تئوریک هنر و فلسفه قشنگی شناسی در مطبوعات و کتب، فعال بوده هست. هر هفت ساخته اش در سینما هم از هبوط تا همین سوءتفاهم از مفاهیم فلسفی و تئوری های قشنگی شناختی نشات گرفته اند.

با این مقدمه که در سطور پایین تر علت بازگو کردنشان را خواهم گفت به فیلم «سوءتفاهم» برسیم که ظاهرا قرار است در فضایی پست مدرن سیر کند و معتمدی قصد دارد تا معروف ترین نظریه ژان بودریار که همان هایپر ریلیتی یا ابر واقعیت را در قالب یک اثر سینمایی به نمایش بگذارد.

فراموش نکنیم که حتی رئال ترین آثار سینمایی هم دارای یک دنیا بینی است که فیلمساز پانزده دقیقه وقت دارد تا فلسفه و دنیا بینی و قواعد دنیای خود را جهت تماشاگر تشریح کند و قراردادش را با مخاطب ببند و بعد از آن وارد قصه و دنیای فیلم بشود. حال جهت یک اثر سور رئال یا بدتر، پست مدرن این اصل و مهم دیگر بسیار واجب تر است و حتی فلسفه مدار ترین آثار سینمایی هم یک قاعده و قوانین و جهانی دارد که آن را جهت تماشاگر شرح می دهد.

حال آیا آن مقدمه اوج را گفتم، اینکه به صرف اینکه فیلمساز دکترای فلسفه دارد و قرار است که فیلم فضای پست مدرن داشته باشد و در ابتدای فیلم هم چند خط از ایده نظریه ابر واقعیت را تایپ کنی و بعد هر کاری که دلت خواست در صحنه انجام بدهی نامش فیلم فلسفی نیست و مخاطب آن را بعد می زند. «سوءتفاهم» اثری است که دنیا بینی ندارد و قراردادش را با مخاطب نمی بندد و از جهت همین تماشاگر نه وارد دنیای قصه و قراردادی می شود و نه با شخصیت ها همراه می گردد. در یک اثر پست مدرن هرچقدر هم که شما تصمیم به بافتن آسمان به زمین داشته باشی باز هم قوانینی باید ترسیم شود و دنیای فیلم از آن ظرف بیرون نزد.

«سوءتفاهم» اثر بی قصه ای نیست. اتفاقا هم خط قصه دارد و هم عنوان و هم شخصیت و کاراکتر. ولی مسئله عمده آن این است که دنیا بینی ندارد و مدیوم اش جهت سینما نیست. فکر می کنم به تعداد یادداشت هایی که در این شب ها در اینجا نوشته ام عنوان کرده ام که از هرچیزی که شما می خواهی حرف بزنی باید با مدیوم سینما حرف بزنی و مدیوم ات را بشناسی. سینما مدیومی است با قواعد مشخص و کارکردهایی مشخص تر که عدم تبعیت از آن درست مانند این می ماند که شما پیراهنی را به پا کنی.

به زعم معتمدی همین که یک خط راجع به ایده نظریه ابر واقعیت در ابتدای فیلم اشاره کرده است کافی است تا تمام کارکرد ها دارای منطق باشند و فرای از قانون. از یاد نبریم که حتی فیلمسازی مانند دیوید لینچ که سردمدار سینمای ضد جریان است و در فیلم «بزرگراه گمشده» حتی شناسنامه کاراکتر را عوض می کند هم در فیلمش جهانی و قواعدی را جهت مخاطب ترسیم می کند و تماشاگر و خود را مجبور به تبعیت از آن می کند و از این قواعد هم بیرون نمی زند.

سینما کلاس دانشگاه و سمینار فلسفه نیست، باید افسوس خورد که سینماگران غرب چگونه سال ها و دهه هاست که پی به این اصل مهم برده اند و هنگامی که هم که می خواهند راجع به نظریه هایپر ریلیتی بودریار فیلم بسازند محصولش می شود فیلم ماندگار «ماتریکس» و هنگامی که هم که ما می خواهیم فیلم بسازیم حاصلش می شود یک کلاس دانشگاهی فلسفه به اسم سینما. محصولی که به زعم من نه توفیق جشنواره ای داخلی و خارجی دارد و نه مخاطب عام چیزی ازآن سر در می آورد و نه در گیشه به توفیقی خواهد رسید.»

نقدی بر فیلم سینمایی «سوءتفاهم» به کارگردانی احمدرضا معتمدی

واژه های کلیدی: سینما | مخاطب | سینمای | تماشاگر | سینمایی | سوءتفاهم | سینماگران | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs