اخته کردن ایران جمعیت ترافیک تهرانی میلیون

اخته کردن: ایران جمعیت ترافیک تهرانی میلیون ترافیک روزانه تهرانی ها

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی سید محمدخاتمی رییس‌جمهورساز است/ دو سوم کابینه باید عوض کردن کند ، روحانی د

 محمدرضا خاتمی اعتقاد است که فضای ایجاد شده است درسال ۷۶ باعث شد که مردم فقط به نان و مسکن فکر نکنند بلکه مطالبات سیاسی خود را عنوان کنند و سید محمد خاتمی

سید محمدخاتمی رییس‌جمهورساز است/ دو سوم کابینه باید عوض کردن کند ، روحانی د

محمدرضا خاتمی : سید محمدخاتمی رییس جمهورساز است/ روحانی در دور اول تلاش زیادی جهت برطرف حصر انجام داد/ دو سوم کابینه باید عوض کردن کند

عبارات مهم : سیاسی

محمدرضا خاتمی اعتقاد است که فضای ایجاد شده است درسال ۷۶ باعث شد که مردم فقط به نان و مسکن فکر نکنند بلکه مطالبات سیاسی خود را عنوان کنند و سید محمد خاتمی آنقدر قدرت دارد که می تواند مجلس و مدیر جمهور بسازد.

گفت وگوی تفصیلی ایلنا با محمدرضا خاتمی را در ذیل می خوانید:

سید محمدخاتمی رییس‌جمهورساز است/ دو سوم کابینه باید عوض کردن کند ، روحانی د

انتخابات ۲۹ اردیبهشت گزینش دو فرد نبود بلکه گزینش دو راه بود

*کارشناسان و اهل سیاست این دوره از انتخابات را رقابتی ترین انتخابات می دانند، نظر شما در این باره چیست؟

طبیعی است که این انتخابات رقابتی باشد، نتیجه آن مشخص نبود و تا آخرین لحظات هر دو جناح اطمینان نداشتند پیروز میدان باشند همین امر این مسابقه را بین دوجناح معنی دار می کرد. هیچ کس نمی دانست چه اتفاقی خواهد افتاد و ما فقط در سال ۷۶ چنین مسابقه نفس گیری را مشاهده کردیم.

 محمدرضا خاتمی اعتقاد است که فضای ایجاد شده است درسال ۷۶ باعث شد که مردم فقط به نان و مسکن فکر نکنند بلکه مطالبات سیاسی خود را عنوان کنند و سید محمد خاتمی

در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران، ما دو انتخابات رقابتی را شاهد بودیم، ریاست جمهوری ۷۶ و ۹۶ که در فاصله بیست سال از یکدیگر اتفاق افتادند. حال این پرسش پیش می آید که آیا این دو انتخابات رقابتی هستند؟ پاسخ روشن است هر دوجریان مهم سیاسی کشور کاندیدای خودشان را داشتند و متحدد پشت آن ها ایستادند.

دیگر شاهد تفرقه و عدم انسجام که در سایر انتخابات ها میان دو جناح وجود داشت، نبودیم. هر دو گروه همه امکانات و قوای خودشان را بسیج کردند جهت این که پیروز میدان باشند. انتخابات ۲۹ اردیبهشت گزینش دو فرد نبود بلکه گزینش دو راه بود.

بعداز چندین دهه انقلاب مردم ما این تجربه را پیدا کرده اند که در وقت انتخابات به چه تفکر و جریانی می خواهند رأی دهند، جهت انتخابات ۲۹ اردیبهشت نیز کاملا از طرف هر دو جریان اطلاع رسانی و آگاهی بخشی صورت گرفته بود. البته ذکر این توصیه مهم است که سال ۷۶ انتخابات دوقطبی شد مردم تجربه و بینش خوبی جهت گزینش کاندیدا به دست آوردند.

سید محمدخاتمی رییس‌جمهورساز است/ دو سوم کابینه باید عوض کردن کند ، روحانی د

* مشاهده کردیم فردی که تا چندین ماه پیش از انتخابات هیچ گونه سمت اجرایی نداشت، تبدیل به رقیب مهم آقای روحانی می شود، آیا در کشور ما پرسشها غیر قابل آینده نگری است و افراد یک شبه می توانند نماینده یک جریان و جناح در انتخابات شوند؟

جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران با سایر کشورهای دنیا متفاوت هست، در دیگر نقاط دنیا فعالیت حزبی جایگاه خودش را دارد و افراد از طریق احزاب جهت حضور در انتخابات معرفی می شوند ولی آیا ما حزبی در کشور داریم که اجازه بدهیم از سنین جوانانی افراد در سیاست رشد کنند و علمش را یاد بگیرند؟ به بهانه متفاوت در میان راه نیروهای شایسته که آینده خوبی می توانند داشته باشند از بین بردن می شوند! بعد در چنین فضایی ما یک سری پرسشها را مشاهده می کنیم که نه تنها باعث شگفتی افراد جامعه می شود بلکه اهل سیاست هم در می مانند که چه اتفاقی افتاده هست. آن چیزی که مهم است نباید دنبال فرد بگردیم بلکه باید دنبال جریان بگردیم. این که آقای رئیسی سابقه اجرایی نداشت چندان مهم نیست، اصلا ما می توانیم فردی را بیاوریم که سابقه اجرایی ندارد این اشکالی ندارد، مردم باید توجیح شوند که این آدم می تواند شخصیت اجرایی نیرومند باشد یا خیر؟

 محمدرضا خاتمی اعتقاد است که فضای ایجاد شده است درسال ۷۶ باعث شد که مردم فقط به نان و مسکن فکر نکنند بلکه مطالبات سیاسی خود را عنوان کنند و سید محمد خاتمی

جریان عقلانی اصولگرا پشت روحانی است/ تریبون صدا و سیما باید فراجناحی باشد

*آیا اصولگرایان و جریانی که پشت آقای رئیسی قرار داشتند توانستند این کار را انجام دهند؟

مسلما در این دوره نتوانستند که این کار را انجام دهند، همه جریان تند اصولگرا و افراطی پشت آقای رئیسی قرار گرفتند و تلاش خود را نیز به کار بستند و با رفتارهایشان متاسفانه جریان اصولگرا عقلانی را از میدان به کنند. افرادی که سوابقشان در اداره مملکت روشن بود در کنار آقای رئیسی قرار گرفتند که نتیجه آن را هم دیدند! البته ناگفته نماند جریان عقلانی اصولگرا پشت آقای روحانی ایستادند.

سید محمدخاتمی رییس‌جمهورساز است/ دو سوم کابینه باید عوض کردن کند ، روحانی د

*قبل از انتخابات مشاهده کردیم که صداوسیما از امکانات خود جهت تخریب آقای روحانی استفاده کرد، عملکرد صداوسیما را چطور ارزیابی می کنید؟

رفتار صدا و سیما تازگی ندارد. هنگامی که می گویم این انتخابات رقابتی بود به خاطر دلایلی است که در طول روند برگزاری انتخابات رخ داد، جناح اصولگرا از همه امکانات خود استفاده کرد تا پیروز میدان باشد که یکی از آن ها صداوسیما هست، تریبونی که باید فراجناحی عمل کند.

البته فقط صدا و سیما هم نبود به طور مثال بعضی اعضای شوای نگهبان درگردهمایی آقای رئیسی شرکت کردند، ائمه های جمعه پشت تریبون نماز جمعه به صراحت مواضع حزبی خود را اعلام می کردند. در این دوره مشاهده کردیم نهادهایی که نباید دخالتی داشته باشند تمام امکانات خود را اعم از قانونی و غیر قانونی جهت پیروزی جناح برابر بسیج کردند که کاندیدای مورد نظرشان رای بیاورد.

ما می بینیم که در هر انتخاباتی که مطابق میل بعضی نبوده بلافاصله بعد از اینکه نتیجه های اعلام شده است انگار نه انگار که یک اتفاق خاص در این کشور افتاده هست. حماسه ای که مردم آفریده اند و راهی را گزینش کرده ا ند اصلا برایشان اهمیت ندارد و تلاش می کنند پرسشها را بی اهمیت جلوه دهند و یا تا حداقل های ممکن تخفیف دهند، بعد هم گلایه می کنند که آیا مردم بی بی سی را تماشا می کنند؟ آیا مردم کانا های خارجی را نگاه می کنند.

شبکه های خارجی به مراتب بهتر و مفصل تر از تلویزیون کشور عزیزمان ایران انتخابات کشور را پوشش می دادند. چه قبل از انتخابات و چه بعد از انتخابات صدها مفسر، تحلیل گر، منتقد در مورد مباحث متفاوت سیاسی؛ اقتصادی با یکدیگر بحث می کنند ولی رسانه ملی ما انگار نه انگار که انتخاباتی در کشور در حال برگزاری است و پرسشها و شور بعد از پیروزی در انتخابات هم که در خیابان ها اتفاق افتاد کوچکترین پوشش رسانه ای را شاهد نبودیم.

به هرحال با کارهایی که صداوسیما انجام می دهند مردم به این نتیجه می رسند که صداوسیما هم جزو جناحی است که در انتخابات شکست خورده است و در حقیقت ظلم و جفایی که صورت می گیرد به خود رسانه ملی بازمی گردد و باعث می شود که این شرکت در چشم مردم بد جلوه کند.

اصلاح طلبی یک برنامه جهت اداره کشور است

*آیا انتخابات ۹۶ می تواند را می توان امتداد انتخابات ۷۶ تلقی کرد و این دو انتخابات چه شباهت ها و چه تفاوت هایی با یکدیگر دارد؟

مردم ما کلاً اصلاح طلب هستند، از انقلاب مشروطیت گرفته تا ملی شدن صنعت نفت مردم نشان دادند که جان و دلشان با اصلاح طلبی آمیخته و نسل به نسل انتقال یافته شده است هست. اصلاح طلبی در سال ۷۶ از لحاظ سیاسی با روشن شدن آرزوی بزرگ ها و خط مشی هایی یک صورت مشخص به خود گرفت، در حقیقت به یک برنامه عملیاتی جهت اداره کشور تبدیل شد. سال ۷۶ تحول عظیمی در سطح دولت داری در جامعه کشور عزیزمان ایران ایجاد کرد.

قطار اصلاحات در طول این سال ها ایستگاهای پر فرار و نشیبی به خود دیده ولی هیچ گاه توقف نکرده و هر لحظه رو به جلو حرکت کرده هست. اصلاح طلبان بعد از حوادث و اتفاقاتی که در سال ۸۴ افتاد و میدان را به جریان برابر واگذار کردند وارد یک عرصه جدیدی از انسجام، اتحاد و درک زیاد واقعیت های سیاسی شدند ضعف هایی را که داشتند جبران و نقاط قوت خود را تقویت کردند.

ما مشاهده می کنیم در طول این سال ها همگرایی و انسجام خود را زیاد کردند به طوری که در درون به حداقل ها بسنده کردند و به دنبال حداکثرها نبودند بر همین اصل است که به پیروزی های شیرین و شگفت انگیزی دست پیدا کردیم آن هم در شرایطی که هیچ امکاناتی در اختیار نداشتیم و کاملاً از درون قدرت بیرون رانده شده است بودیم.

اصلاح طلبان شرایطی را پشت سر گذاشتند که تمامی امکانات تشکیلاتی را از دست داده بودند، رهبران ما امکان ارتباط مستقیم با مردم را نداشتند؛ ولی دیدیم که علی رغم این محدودیت ها به علت استراتژی و تاکتیک صحیحی که داشتند در زمانی که هیچ کس تصور نمی کرد که اصلاح طلبی دیگری بتواند سر بربیاورد در سال ۹۲ آن اتفاق بسیار بزرگ رقم خورد.

معتقدم اتفاقات سال ۹۲ از سال ۹۶ مهم تر هست. چون آن وقت یک جریان بسیار ضعیف شده است بودیم، که هیچ کس فکر نمی کرد جان دوباره بگیرد، می گفتند فوت اصلاحات فرا رسیده ؛ ولی همین مرده کاری کرد که صد نفر زنده هم نمی توانستند انجام دهند.

به همین علت اتفاقات سال ۹۲ یعنی برگرداندن ورق و تزریق روحیه جهت همین هم بسیار با اهمیت بود و بعد پیروزی های پشت سر هم و پی در پی که ناشی از این استراتژی صحیح بود، انتخابات مجلس و در حال حاضر انتخابات شورا و انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد که ما روز به روز منسجم تر و نیرومند تر از قبل خواهیم شد.

اصولگرایان به رانت های قدرت وصل هستند/ الاح طلبان منتظر پدر خوانده نیستند

*در طول چندین دهه انتخابات مشاهده کردیم که آرای اصلاح طلبان متغیر هست، حتی مواقعی که سیدمحمد خاتمی پیامی را در حمایت از انتخابات می دهد درصد همکاری اوج می رود، ولی آیا هر لحظه آرای اصولگراها ثابت است و از ۱۵، ۱۶ میلیون فراتر نمی رود؟

معتقدم سه علت جهت این امر وجود دارد، نخست این که اصولگراها هیچ تشکل و شرکت واقعی مدنی ندارند و هر لحظه خودشان را به رانت های قدرت وصل کرده اند. شرکت ها و نهادهایی که وابسته به قدرت هستند جهت آنها کار می کنند ولی در برابر اصلاح طلب ها هر لحظه می درخواست کردند از زور بازوی خودشان نان بخورند و منتظر پدر خوانده ها و کسان دیگر نبودند.

نکته دوم گفتمان هست؛ اصولگرایی هیچ گفتمان جدیدی که متناسب با نیازهای کشور و تحولات نسلی باشد ندارند در حالی که اصلاح طلبان این گفتمان خودشان را نو می کنند و بر اساس همین به روز بودن است که در جامعه نفوذ کلام دارند.

سومین توصیه ای که وجود دارد اشتباه استراتژیک اصولگرایان هست. جناح اصولگرا با وجود این که قدرت در دستشان دارند، هر لحظه علمکردش به گونه ای است که اصلاح طلبان مظلوم واقع می شوند دیگر بر کسی پوشیده نیست که اصلاح طلبان نمی توانند از حقوق اولیه خودشان برخوردار باشند.

چرا هر لحظه گفتمان اصلاحات مقبولیت بیشتری نزد مردم دارد؟

تابلوی عملکرد هر دو جریان برابر چشم مردم وجود دارد، یک تابلوی عملکرد دوران آقای خاتمی و در حال حاضر نیز آقای روحانی که امیدوارم ادامه دار باشد و یک دوران عملکرد آقای احمدی نژاد است.

درطول ۸ سال دوران آقای احمدی نژاد علی رغم این که همه جریان های اصولگرایی متحد بودند و از همه امکانات مادی و معنوی و تبلیغاتی در اختیارشان بود، استفاده کردند به طوری که هیچ مخالف خوانی در داخل حکومت وجود نداشت که بخواهد چوب لای چرخ آنها بگذارد ولی می بینیم با این که آن سال ها درآمد کشور زیاد بود مملکت به کجا رسید. حال شما این دوران را مقایسه کنید با دوران مردها خاتمی و روحانی که سایه جنگ از سر مملکت برداشته شد، تحریم ها تا حدودی از میان رفت و روابط عزتمندانه ای با دنیا پیدا کردیم.

یک وجه یکسان در دوران ریاست مردها خاتمی، روحانی و آیت الله رفسنجانی وجود دارد و آن این است که ما مشاهده می کنیم پرسشها اقتصادی، سطح تورم ، گرانی ، بیکاری و پرسشها دیگر در دولت های آنها وجود داشت ولی همه آنها تا حدود زیادی این موارد را کنترل کردند و کشور را بر روی ریل پیشرفت و توسعه قرار دادند و در پرسشها داخلی این شخصیت ها جزو کسانی بود که به آزادی و نیازهای معنوی مردم توجه کردند.

به همین علت است که ما می بینیم که در انتخابات مردم با وعده سه برابر شدن یارانه و با شعارهای آنچنانی وسوسه نمی شود. می دانید چرا؟ چون مردم واقعیت ها را جلوی چشمشان دارند می بینند و می دانند هر کدام از این افرادی که می گویند چه کاری می خواهند انجام دهند در گذشته چه کرده اند .

معتقدم مجموعه این عوامل باعث شد که مردم احساس کنند اگر نورامیدی وجود دارد در ادامه مسیر اصلاح طلبی هست، بنابراین دیدیم که بعضی نامزدها تلاش کردند بگویند اصلاح طلب هستند ولی چون شکل و محتوا باهم جور درنمی آید و صداقت ندارند مردم متوجه می شوند که اصلاح طلبی ارزش اصلاح طلبی قلابی، جعلی و بدلی است.

اساس اصلاح طلبی به رسمیت شناختن مخالف است/ انسان خلاق باید در محیط آزاد قرار بگیرد

*سال ۸۸ شاهد بودیم که ۱۳میلیون به موسوی رای دادند بر خلاف امروز که به آقای روحانی گوش زد می کنند که حواست باشد شما ۱۶ میلیون مخالف داری کسی به آن رای ها توجه نکرد، تفاوت این نگاه ها را چگ.نه ارزیابی می کنید؟

۱۶ میلیون رای را کسی نمی تواند به نفع خودش مصادره کند. این تعداد رای به عوامل و علل مختلفی تقسیم می شود بخشی از آنها بر اساس عقایدشان پای صندوق های رای آمدند و بخشی دیگر اعتقادی به آقای رئیسی نداشتند ولی نسبت به عملکرد آقای روحانی موضع داشتند و می گفتند هرکسی بیاید بهتر از مدیر جمهور چهار سال گذشته هست. به هر تقدیر کسانی که به غیر از روحانی رای دادند، پرسشها اقتصادی دولت را می دیدند و به او اعتراض داشتند بعد نمی توانیم این آرا را یک دست و یکپارچه بدانیم.

روحانی چه کاری باید انجام دهد؟

روحانی می تواند با عملکرد خودش بخش قابل توجهی از این رای ها را جذب خودش کند. ما در پرسشها اقتصادی پیشرفت های خوبی داشتیم که اگر ادامه پیدا کند قسمت عظیمی از ۱۶ میلیون رایی که به گفته دوستان به آقای رئیسی داده شده است به سمت روحانی خواهند آمد. رشد اقتصادی، کم کردن پرسشها معیشتی، تشنج زدایی، صلح و پیشرفت پرسشها بین الملل، قدم های موثری بود که برداشته شد که اگر ادامه پیدا کند درصد عظیمی از جامعه با روحانی همراه خواهند شد.

روحانی باید این ۱۶ میلیون رای را به رسمیت بشناسد. ما حتی جهت اقلیت یک درصدی هم حقوق قائل هستیم چه برسد به اینکه ۳۵ درصد افراد به غیر از آقای روحانی رای داده اند. باید حقوقشان رعایت شود.

اساس اصلاح طلبی به رسمیت شناختن مخالف هست. شعار ما زنده باد مخالف من هست. ما نه فوت می خواهیم و نه از بین بردن این را هم در عمل نشان داده ایم و باز هم نشان خواهیم داد. آقای روحانی باید بداند برخورد با این ۱۶ میلیون بسیار مهم هست. هنگامی که واکنش‌ها و منش ما در برابر این ۱۶ میلیون مشخص و معین باشد آن وقت می توان عیار این افراد را سنجید.

توسعه اقتصادی از مسیر توسعه سیاسی می گذرد

*در دوره اول ما شاهد بودیم که اولویت نخست آقای روحانی سیاست خارجه و روابط بین الملل بود ولی عده ای به این نظر انتقاد داشتند و اعتقاد بودند که آقای روحانی پرسشها داخلی را رها کرده و تمام تلاش خود را بر حل و فصل پرسشها خارجی کشور گذاشته نظر شما در این باره چیست؟

شرایط کشور به گونه ای بود که غیر از رفتاری که دولت یازدهم داشت نمی توانستیم جور دیگری عمل کنیم، آقای روحانی به خوبی می داند که پیشرفت اقتصادی و سیاست خارجی در اصلاح سیاست داخلی ممکن هست. ما اگر رشد و پیشرفت می خواهیم باید انسان های خلاق و مبتکر را در محیطی آزاد که امکان فعالیت دارند قرار دهیم، هنگامی که فشار بر روی نیروی انسانی باشد و او نتواند آزادانه ابراز نظر کند و یا اعتقاداتش را بگوید چگونه می توانیم دم از پیشرفت و تحول اقتصادی بزنیم. امروزه همه می دانند توسعه اقتصادی از مسیر توسعه سیاسی می گذرد.

در مناظرات انتخاباتی و سفرهای تبلیغاتی عوض کردن رفتاری را در آقای روحانی مشاهده کردیم، این واکنش‌ها چه تاثیری بر رأی مردم داشت؟

مسلما تاثیر بسزایی داشته هست، هنگامی که در دو سه هفته باقی مانده به انتخابات آقای روحانی پرسشها را آن گونه که بود بیان کرد مشاهده کردیم که مردم چگونه با او همراه شدند و به این نتیجه رسیدند که این روحانی است که می تواند پرسشها مملکت را حل کند آن ها به خوبی متوجه شدند نشانه ما رفاه مردم هست. آنان به نقطه اقتصادی مطلوبی فکر کردند که دیگر مسئله نان و مسکن وجود نداشته باشد تا دیگران از این ضعف استفاده کنند و بگویند ما به شما نان و مسکن می دهیم ولی نگویند از چه طریقی میخواهند منابع را تامین کنند.

حضور مردم در پای صندوق های رأی پاسخ رجزخوانی های ریاض است

در چند روز گذشته ترامپ به عربستان سفر کرد و مقادیر زیادی سلاح نیز به این کشور فروخت، فکر می کنید عالی ترین راه در برابر کشوری مانند عربستان و سیاست های آمریکا چسیت؟

راه حل این توصیه باز می گردد به این که اگر توسعه سیاسی داخلی داشته باشیم می توانیم توسعه اقتصادی داشته باشیم اینگونه دنیا به ما احترام خواهد گذاشت. این رجزخوانی های توخالی که در این چند روزه در ریاض مشاهده کردیم تنها یک حربه در برابرش می تواند ما را نیرومند و قدرتمند نشان دهد و آن حضور مردم هست؛ درست است که تسلیحات حرف اول را در بازدارندگی می زند ولی اقتدار سیاسی داخلی بازدارنده ترین سلاح است.

۴۱ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند که از صدها موشک و سلاح استراتژیک کاربرد بیشتری دارد. اگر مردم پرنشاط باشند و دانشگاه های ما دارای فضای آزاد باشد قطعاً مردم هم می توانند تصمیمات مهمی بگیرند. مردم باید احساس کنند حقوقشان محترم آشنا می شود و فقط در مواقع نیاز به پای صندوق های رای نمی روند. هنگامی که حضور مردم جدی باشد هر ترساندن و تهاجم خارجی ممکن نیست جدی به نظر بیاید.

معتقدم آقای روحانی در چهار سال گذشته یک توسعه متوازن را در پیش خواهد گرفت و همان قدر که به توسعه سیاسی توجه خواهد کرد به توسعه اقتصادی نیز توجه می کند لیکن این دو مورد نیاز و ملزوم یکدیگرند. نمی توان در سیاست خارجی پیشرفت کرد در حالی که حقوق ملت را نادیده بگیریم. نمی شود اقتصاد را پیش برد درحالی که امنیت واقعی وجود ندارد فضا باید امن باشد نه امنیتی و پلیسی، مردم کشور باید عزیز و محترم آشنا شوند و حقوقشان به رسمیت آشنا شوند آزادی های اجتماعی و آزادی بیان وجود داشته باشد حقوق آنان در زندگی شخصی باید رعایت شود اگر این اتفاق ها بیفتد می توانیم برابر هر تهدیدی ایستادگی کنیم.

روحانی دستش در بستن کابینه یازدهم بسته بود

*یکی از انتقادات جدی به روحانی و کابینه یازدهم است آن است که این کابینه از لحاظ سنی با کابینه هایی که از انقلاب تا کنون تشکیل بالاترین میانگین سنی را دارد، آیا این کابینه بسته شد و به نظر شما کدامیک از وزارتخانه ها دستخوش تغییرات خواهد شد و کابینه چگونه باید بسته شود؟

یکی از بااهمیت ترین انتقاداته اصلاح طلبان به خود آقای روحانی این بود که مدیریت اجرایی نسبتاً ضعیفی در بستن کابینه وجود داشت البته اصلاح طلبان این واقع نگری را هم دارند که در آن ایام آقای روحانی چاره ای جز این نداشت. مجلس نهم روی کار بود و روحانی دستش جهت بستن کابینه دلخواه بسته بود. شما مشاهده کردید چندین وزیر معرفی شد ولی چگونه به بهانه های متفاوت آنها را رد کردند. روحانی حتی یک بخشدار و یا فرماندار را نمی توانست عوض کند.

ولی فکر می کنم مجلس دهم همراه و همگام با دولت خواهد بود و آقای روحانی بتواند مدیران اجرایی نیرومند و کارآمدی را بر مسند قرار دهد. البته ناگفته نماند ما نباید فریب سن را بخوریم به هرحال پرسشها کشور خیلی عمیق تر از اینهاست که ما فکر می کنیم. باید مدیرانی شجاع و با تجربه روی کار بیایند و تصمیم بگیرند و هنگام بحران دست و دلشان نلرزد.

روحانی باید نسل تازه مدیریتی را آماده کند/ کشور پرسشها خطیر و مهمی دارد

*بحثی که مطرح است این است که روحانی باید از جوانان در کابینه و یا رده های مدیریتی اوج استفاده کنند. نظر شما در این باره چیست؟

به کارگیری جوانان لزوماً به این معنا نیست که بگوییم دولت ۳۰ درصد از کابینه خود را به جوانان زیر ۴۰ سال واگذار کند، نه این اصلاً درست نیست. آیا که جوانان ما باید کارکشته شوند ما هنوز آنقدر امکانات مورد نیاز را نداریم تا یک نسل پیشرفته مدیریتی از جوانان روی کار بیایند. روحانی در طول چهار سال باقی مانده باید نیروی جوان و متخصص را جهت سال های آینده آماده کند.

در وقت آقای احمدی نژاد بحث مشاوران جوان مطرح شد و در بعضی از سمت ها نیز از مشاوران استفاده شد شما این امر را چگونه توجیح می کنید؟

بزرگترین مسئله وقت احمدی نژاد علی رغم شعاری که می داد این بود که رابطه مدیریت کلان کشور با نسل جوان قطع شد. بنابراین ما یک شکاف هشت ساله در این قسمت داریم و یک شکاف چهارساله در مجلس نهم که مجموع اینها ۱۲ سال می شود و این یعنی ما یک نسل مدیریتی را از دست داده ایم.

ما باید راه را جهت ورود جوانان در مدیریت های کشور باز کنیم ولی باز هم باید تاکید کنیم اگر فردا کابینه آقای روحانی با میانگین سن ۶۰ سال بسته شد نباید ایراد بگیریم لیکن کشور پرسشها خطیر و مهمی دارد که مدیران باتجربه و شجاع نیاز دارد. در کنار چنین مدیرانی نیروی جوان نیز مورد نیاز است.جوان ما باید مشق مدیریتی کند تا در آینده بعد از چهار سال یعنی سال ۱۴۰۰ ما نسل مدیریتی جوانی داشته باشیم که بتواند جایگزین نیروهای مدیران فعلی شود.

اصلاح طلبان خواهان تغییرات اساسی در کابینه هستند

*فکر می کنید کدامیک از وزیران در حال حاضر عوض کردن کند؟

نمی دانم و خبر هم ندارم آقای روحانی چه تصمیمی می خواهند بگیرند. من قصد ندارم جهت رییس جمهور تعیین وظیفه گفتم ولی اگر بخواهم بگویم فکر می کنم حدود دو سوم کابینه باید عوض شوند. وزیران فعلی بسیار انسان های شریف و باشخصیتی هستند ولی شاید مدیران دوره خاصی نباشند که بتوانند شعارهایی که آقای روحانی داده و توقعاتی که در مردم ایجاد کرده را برآورده کند.

به هرحال اختیار با آقای روحانی و مجلس است ولی توقع اصلاح طلبان این است که تغییرات اساسی در سطح کابینه صورت بگیرد.

روحانی باید حلقه زنان سیاست ورز را بشکند/ فضای مردسالاری سیاست کشور از میان برود

*در طول تبلیغات مشاهده کردیم که آقای روحانی از حضور زنان در دولت صحبت های بسیاری کرد. فکر می کنید حضور این قشر از جامعه چه کمکی می تواند به اداره کلان کشور کند؟

دولت یازدهم نخستین دولتی بود که سه زن در کابینه اش وجود داشت البته در دولت اصلاحات نیز ما شاهد حضور دو زن در کابینه بودیم. در این امر من به شایسته سالاری اعتقاد دارم و اعتقاد دارم بسیاری از زنان ما می توانند در اداره امور کشور سهیم باشند ولی متاسفانه ناشناخته هستند.

زنانی که در حال حاضر در سطح مدیریتی ما آشنا شده است هستند بسیار حلقه محدودی را تشکیل می دهند. در حالی که ما صدها زن شایسته در سطوح متفاوت اقتصادی، سیاسی، صنعتی و اجرایی داریم که می توانند جهت پست هایی که وجود دارد بسیار شایسته باشند .فکر می کنم روحانی یکی از کارهایی که باید انجام دهد این است که حلقه نسبتاً بسته زنان سیاست ورز را بشکند و این امکان را فراهم کند تا زنان در تمامی سطوح به خصوص در لایه های میانیئ حضور داشته باشد.

آیا زنان در کابینه جایی خواهند داشت؟

درست است که زنان باید در کابینه حضور داشته باشند ولی بیشترین تاکید ما حضور زنان در سطوح میانی است ما می توانیم فرماندار، استاندار و مشاوران وزرای زن داشته باشیم. در انتخابات شورای شهر و روستای پنجم مشاهده کردیم در استانی مانند سیستان و بلوچستان که فکر می کنیم محرومیت های بسیاری وجود دارد حدود ۴۵۰ زن وارد شوراها می شوند و این یعنی اینکه مردم آن خطه فهیم و فعال هستند. این یعنی اینکه مردم نیروهای خود را می شناسند ولی ما مردم را نمی شناسیم. باید امکانی را فراهم کنیم که در چهار سال آینده زنان شایسته ای که در سطح مدیریتی وجود دارند روی کار بیایند. چندین زن شایسته در کشور حضور دارند که می توانند مدیران دانشگاه های بزرگ شوند ولی متاسفانه هیچ کس توجه مورد نیاز به آنها نکرده است ولی فکر می کنم تاکنون هیچ کسی چنین نگاهی به آنها نداشته است.

ما باید یک هزینه ای را جهت ورود نیروهای تازه در سطوح متفاوت بپردازیم و فرقی ندارد زن باشند یا مرد مهم نتیجه ای است که باید به دست آوریم. نباید دلواپس این باشیم که خانمی بر سر کار می آید و می دانیم خوب است ولی چون ناشناخته هست، پذیرش کافی را نداشته باشد. این وظیفه ما است که تلاش کنیم، همه امکانات کافی جهت حضور زنان و جوانان داشته باشیم تا موفقیت را کسب کنند و این فضای مردسالاری را در مدیریت کلان کشور بشکنیم.

روحانی در دور اول تلاش زیادی جهت برطرف حصر انجام داد

*آقای روحانی در دور اول وعده برطرف حصر را دادند، در دور دوم نیز چنین وعده ای را به مردم دادند. این بار آقای روحانی جهت این مساله داخلی چه کاری باید انجام دهد؟

آقای روحانی با صداقت منویات خودشان را بیان کردند و این ایده ها در حقیقت نظر جامعه را نسبت به ایشان مشخص کرد، روحانی در دوران قبل تلاش بسیاری کرد و حتماً در دور دوم تلاش خود را جهت این مساله زیاد خواهد کرد.

ولی اعتقاد دارم زیاد از روحانی نهادهای دیگر هم باید توجه کنند که در این گردهمایی ها چه گذشت. باید آنها به شعارها و مطالبات مردم نگاه کنند خود من در یک صحبت هم گفتم که نمی گویم ۸۰ درصد مردم بلکه ۲۰ درصد آنها شعارها را با جان و دل فریاد می زدند. نمی شود به این مردم بی توجهی کرد. اگر تلاش آقای روحانی را در برآورده کردن درخواست مردم ناکام بگذاریم این آقای روحانی نیست که ضرر می کند بلکه کل نظام ضرر خواهد کرد. مردم بیان می کنند مگر ما نان و مسکن می خواهیم، ما مطالبات سیاسی نیز داریم.

وقتی ما مردم را قبول داریم باید مطالبات آنها را نیز قبول داشته باشیم. باید به خواسته مردم توجه شود و هیچ زمانی بهتر از حال حاضر نیست. با یک سری از مکانیزم ها همان طور که در برجام ما برد- برد داشتیم در این جریان نیز می توانیم برد – برد داشته باشیم.

مردم می گویند ما می آییم، رای می دهیم، نظام را تقویت می کنیم ولی هنگامی که به مطالبات ما توجه نمی شود چه انگیزه ای باید داشته باشیم تا همبستگی خود را حفظ کنیم. من امیدوارم روحانی تلاش خود را زیاد کند. تلاش زیاد هم به این معنی نیست که صحبت کند، باید دنبال این باشند که با راه حل های متفاوت پرسشها را از میان بردارند.

بگذارید یک مثال دیگر برایتان بزنم؛ مثلاً یکی از پرسشها مهم ما در دنیا مساله اعدام ها است که حقوق بشر نیز جهت برداشتن آنها بر روی ما فشار آورده هست. تقریباً ۹۹ درصد این اعدام ها جهت مواد مخدر هست. در حال حاضر قوه قضائیه و مجلس به این نتیجه رسیدند که می توان مجازات جایگزین جهت آنها استفاده کرد.

مشاهده کردیم که این اعدام ها مشکلی از اعتیاد ما حل نکرده هست. باید این بعد را از اساس جناحی و سیاسی خارج کنیم و براساس منافع ملی پای میز مذاکره بنشینیم تا بهانه را از مخالفان خارج نشین بگیریم. باید با مسئولان قوه قضائیه بنشینیم و صحبت کنیم. با یک بازبینی کوچک می توانیم بخشی از پرسشها موجود را حل کنیم. روحانی باید در دور تازه بنشیند و این پرسشها سیاسی که فقط هزینه تولید می کند را از میان بردارد.

با مشورت با رهبری و قوه قضائیه می توانیم به یک راه حل هایی برسیم که منافع ملی را تامین می کند و به نفع همه خواهد بود. امیدوارم در حقیقت دنبال ایجاد مکانیزم باشد و جهت حل پرسشها برنامه داشته باشند، نه اینکه فقط بیاییم بگوییم ما با حصر مخالفیم.

خاتمی مدیر جمهور ساز است/ آیت الله هاشمی این ظرفیت را داشت در دنیا اتحاد برقرار کند

*نقش سید محمد خاتمی را در اتفاقات سیاسی کشور عزیزمان ایران چگونه ارزیابی می کنید؟

برایم سخت است راجع به خاتمی به خاطر نسبتی که با او دارم صحبت کنم. نقش ایشان روشن است او سال های سال است که ردای قدرت را از تن درآورده و مدعی هیچ چیز نیست. در اوج زمانی که کنار رفت، حتی پیشنهاد مجمع تشخیص مصلحت را نپذیرفت. آقای خاتمی روحیه ای دارد که نمی خواهد خودش را در قید و بندهای سمت های سیاسی محدود کند.

چه بخواهیم یا نخواهیم سید محمد خاتمی قدرت ساز، مدیر جمهورساز، مجلس ساز و شوراساز می شود. این اهمیت عنوان هست. قدرت و اقتدار این است که شما به گونه ای واکنش‌ها کنید که اتحاد مردم را جلب کنید. کسانی که در برابر آقای خاتمی به گونه ای دیگر واکنش‌ها می کنند به او ظلم نمی کنند بلکه به خودشان ظلم می کنند.

این ها چه می خواهند؟ محبوبیت بخواهند دارند؟ قدرت می خواهند که داشته اند، اسم و رسم می خواهند که در حال حاضر خیلی زیاد از کسانی که در قدرت هستند اسم و رسم دارند. این ها ادعای شخصی ندارند، اگر ظرفیتی دارند جهت ارتقای نظام باید استفاده شود. ما دیدیم شخصیتی مثل آقای خاتمی یا مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی این ظرفیت را داشتند و دارند که در دنیا اتحادسازی کنند.

ظرفیت ها باید به نفع نظام استفاده شود/ از نظر بعضی ها سیاست فقط قدرت است

*ممنوعیت ها با چه انگیزه ای صورت می گیرد؟

اگر می خواهند ارتباط این افراد را با مردم قطع کنند که نتوانسته اند. اگر عاقلانه به این مساله نگاه کنیم، ظرفیت های مردها آن قدر است که بتوانیم به نفع نظام استفاده کرد.

هیچ کس در طول این ۱۰ سال کسی کلمه ای از آقای خاتمی نشنیده است که از نظر احساسات و هیجانات جنبش کننده باشند و مردم احساساتشان قلیان کنند هر کاری که این ها انجام داده اند در جهت وحدت ملی بوده هست. به هر حال سیاست این است و کاری نمی شود کرد و شاید سیاست آن چیزی است که مردها می گویند. سیاستی که اخلاق، انصاف و مروت در آن جایی ندارد فقط و فقط قدرت است.

خاتمی دموکراسی را با خونش درک کرده است

*مشورتی با سید محمد خاتمی جهت تعیین شهردار و بستن کابینه شده است است ؟

هنوز مشورتی انجام نشده، در ثانی آقای خاتمی قصد دخالت در هیچ اموری را ندارند شاید در طول ۴ سال گذشته ۵ بار روحانی را دیده باشند اگر مشورت بخواهند می دهند ولی به هیچ وجه خودشان مستقیم در امور ورود نمی کنند.

آقای خاتمی از معدود کسانی است که رویکرد دموکراتیک را با گوشت و خونش خودش حس می کند و هیچ وقت از قدرتی که دارد جهت دخالت در امور استفاده نمی کند که بگویید افراد در کدام پست ها قرار بگیرند. ممکن است کسانی که مسئولیت دارند با او مشورت کنند و ایشان هم مشورت دهند ولی به هیچ وجه در امور دخالت نمی کنند. ولی اعتقاد دارم مدیریت اجرایی کشور در هر سطحی باید تغییرات اساسی کند.

* نقش حجت الاسلام ناطق نوری را در فقدان آیت الله هاشمی چگونه ارزیابی می کنید؟

در پرسشها اجتماعی و سیاسی اعتقاد نیستم کسی جای کس دیگری را بگیرد بنابراین آقای ناطق جایگاه خودشان را دارند. بله با رفتن آیت الله هاشمی ما خلاهایی داریم ولی این فقدان با شخص دیگر جایگزین نمی شود خوشبختانه ما مردمی داریم که اجازه نمی دهند این خلا ما در پیشرفت کارها مسئله ایجاد کند.

آقای ناطق نوری از سرمایه های بسیار بزرگ ما هستند و اگر بخواهیم دنبال کنیم آیا اصولگرایی در جا می زند علتش این است که نیروهای مهم اصولگرایی را از خودشان طرد کرده اند. این نهادهایی که تابلوی اصولگرایی بالای دکان خودشان زدند هر اصولگرای ریشه دار و واقعی که صاحب اندیشه و مرام است را بیرون کردند.

نیروهای درجه ۳ و ۴ اصولگرایی در این جریان هستند که در حال حاضر مدعی این جریان هستند هنگامی که لاریجانی، ناطق نوری را راه نمی دهید آن هم درحالیکه اصولگرایی روی شانه این ها بنا شده است است معنی اش این می شود که ما به هر قیمتی باید به قدرت برسیم.

واژه های کلیدی: سیاسی | مشاهده | انتخابات | اصلاح طلب | محمد خاتمی | اصلاح طلبان | انتخابات شورا | انتخابات مجلس | سید محمد خاتمی | انتخابات شورای شهر | انتخابات ریاست جمهوری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs